هجرت

هجرت

چرا علمای شیعه در زمان طاغوت پهلوی، از ایران هجرت(فرار مغز) نکردند؟ چرا راضی به این همه خونریزی شدند؟ مگر حوزه ی علمیه نجف را نمی توانستند آباد و جایگزین قم کنند؟

مگه هجرت جزء دستورات و مبانی اسلام نیست؟ مگه مجلسی را که نمی توان در آن از گناه جلوگیری کرد نباید ترک کرد؟ اگر امکان هجرت نیست مگر نمی توان تقیه کرد؟

شمایی که در شبکه افق میگی "اگه نمیخوای بمونی برو" چرا خودت نرفتی؟! 

۰ ۰ ۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

من بد و تو به

انصاریان: و کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را با چشمانشان بلغزانند [و از پای درآورند] و می گویند: بی تردید او دیوانه است!
خرمشاهی: و بسیار نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند، تو را با دیدگانشان آسیب برسانند و گفتند او دیوانه است‏
فولادوند: و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند و مى گفتند او واقعا دیوانه‏ اى است
قمشه‌ای: البته نزدیک است که کافران به چشمان (بد) خود (چشم زخمت زنند و) از پایت در آورند، آن گاه که آیات قرآن بشنوند و (چون در فصاحتش حیرت کنند از شدت حسد) گویند که این شخص عجب دیوانه است.
مکارم شیرازی: نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می‏شنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و می‏گویند او دیوانه است!
آیه 51 سوره القلم، در 5 ترجمه ی فارسی

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
پیوندها